شمس الدين حافظ

360

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

276 - « نظم پريشان » يك‌دو جامم دى سحرگه اتّفاق افتاده بود * وز لبِ ساقى شرابم در مَذاق افتاده بود از سَرِ مستى دگر با شاهدِ عهدِ شَباب * رَجعتى مىخواستم ، ليكن طلاق افتاده بود در مقاماتِ طريقت هركجا كرديم سير * عافيت را با نظربازى فراق افتاده بود ساقيا جام دمادم ده كه در سيرِ طريق * هركه عاشق‌وَش نيامد ، در نفاق افتاده بود نقش مىبستم كه گيرم گوشه‌اى زان چشم مست * طاقت صبر از خَمِ ابروش طاق افتاده بود اى مُعَبّر ، مژده‌اى فرما كه دوشم آفتاب * در شكر خوابِ صبوحى هم وثاق افتاده بود گر نكردى نصرتِ دين « شاه يحيى » از كرم * كارِ مُلك و دين ز نظم و اتّساق افتاده بود حافظ آن ساعت كه اين نظمِ پريشان مىنوشت * طايرِ فكرش به دامِ اشتياق افتاده بود * توضيحات : دى ( ديروز ) اتفاق افتاده بود ( از اتفاق نيك و خوب ) شاهد عهد شباب ( محبوب زيباى جوانى ) رجعت ( بازگشت ، رجوع به ازدواج مجدد زن خود ) طلاق ( جدايى - جدا شدن زن از شوهر ) ليكن طلاق افتاده بود ( طلاق بائن كه رجوع ندارد ) مقامات طريقت ( مراتب سلوك ) عافيت ( آسودگى ) نفاق ( جدايى - دورويى ) نظربازى ( عشق - مهرورزى ) دمادم ( پىدرپى ) عاشق‌وش ( - عاشق‌پيشه‌وش پسوند شباهت‌ساز ) نقش مىبستم ( تصور مىكردم ) گيرم گوشه‌اى ( كناره‌گيرى كنم ) معبر ( تعبيركننده خواب ) فرما ( بخواه - مژده‌اى فرما - مژده‌اى بخواه ) دوشم آفتاب ( ديشب ، آفتاب را ) هم‌وثاق ( هم‌خانه ) شاه يحيى ( نصرة الدين شاه يحيى بن شرف الدين مظفر بن امير مبارز الدين از آل مظفر به سال 798 به فرمان تيمور لنگ حاكم شيراز شد و از ممدوحين حافظ است ) اتساق ( ترتيب و نظم - فراهم شدن ) طاير فكر ( مرغ انديشه ) نظم پريشان ( غزليات حافظ ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - ويژگيهاى جناب‌عالى عبارتند از : پول جمع كن ، تودار ، محرك ، خلاق ، بااستعداد ، رك‌گو ، صميمى ، باادب ، عاشق خانواده ، پول‌دوست ، عاشق زرق‌وبرق زندگى ، كارى ، فعال ، زرنگ ، دوست‌پرور ، لجباز ، وسواس ، خودپرست ، مغرور ، مهربان . 2 - خواجهء بزرگ در بيتهاى 1 و 5 و 6 و 8 به ترتيب فرمايد : ( از اتفاق خوب ديروز هنگام صبح زود ، يكى دو پيمانه به دستم رسيد و از لب شيرين ساقى باده در كامم ريخته شد ) ( تصور مىكردم كه از آن چشم مست كناره‌گيرى كنم ولى كمان ابروى او تاب و توان را از من گرفت ) ( اى خوابگزار با تعبير خود به من مژده بده ، زيرا ديشب در رؤياى شيرين بامدادى ديدم كه خورشيد با من هم‌خانه شده است ) ( حافظ آن ساعت كه اين غزليات را مىنوشت مرغ انديشه‌اش به دام اشتياق جانان افتاده بود و مشتاق و عاشق شده بود ) جناب‌عالى خود تفسير بفرمائيد . 3 - او را دوست داريد اما نمىتوانيد با او ملاقات كنيد و مرتبا به دنبال خبرى از او هستيد و حاضريد در برابر خبرى از وى مژدهء خوبى هديه كنيد به شما مژده مىدهم كه به زودى خبرهاى خوبى از او دريافت مىكنيد به شرط آنكه اينجانب را دعا كنيد و اين كتاب را به تمام دوستان و آشنايان معرفى كنيد . همين هفته به يكى از مشاهد متبركه برويد و دعا كنيد و در يكى از شبها سوره مباركه « يوسف » از آيه 1 تا 30 را با حضور قلب و معنى بخوانيد كه گشايش بسيار حاصل مىشود . 4 - مسافر گره از كارش باز شده و به زودى مژده آن را خواهد داد ، همسرى مهربان و فرزندانى شايسته با زندگى نسبتا آرام و راحت داريد يا خواهيد داشت پس وسواس و لجبازى را رها سازيد و به پدر و مادر توجه كنيد و نذر خود را ادا سازيد ، زندگى بر مراد شما خواهد بود ، نگران نباشيد . و از طريق امواج و اينترنت تحولى در زندگى شما روى مىدهد و مژده‌ها دريافت مىكنيد .